X
تبلیغات
زولا
سه‌شنبه 25 آبان‌ماه سال 1389
می نویسی .......می نویسم




می نویسم: تازگی ها چه کتابی خواندی ای از اینجا بس دور
می نویسی: باز هم زنده به گور

 

می نویسم: مادرت چشم به راه تو نشسته ست٬بیا
می نویسی: می توان باز آیا؟

 

می نویسم: برخیز
می نویسی: بگریز

 

می نویسم: باید
می نویسی: شاید

 

می نویسم: من و تو یعنی ما
می نویسی: تنها؟

 

می نویسم: تدبیر
می نویسی: تقدیر

 

می نویسم: همه را از سر گیر
می نویسی: اسیر

 

می نویسم: یک روز
می نویسی: دیروز

 

می نویسم: فردا
می نویسی: دردا

 

می نویسم: برگرد
می نویسی: پا درد

 

می نویسم: همت
می نویسی: قیمت

 

می نویسم: عاشق
می نویسی: هق٬هق

 

می نویسم: خواهر بیوه تو٬مادر پیر و علیلت چه گناهی دارند همه از دوری تو بیمارند
می نویسی: خبرش را دارم، هر نوروز، باز در سینی و بشقاب عدس می کارم

 

می نویسم: تو چه می گویی مرد
می نویسی: عاطفه چیز بدیست٬سنگ دل باش ای مرد٬از همینجا برگرد

 

می نویسم: به تو اما اینک مرگ احساست را تسلیت می گویم
غم آخر باشد٬غم آخر باشد